الشيخ رسول جعفريان
571
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
زندگى باديه نشينى و مشتى آداب و رسوم جاهلى خو گرفته بودند . كار اصلى آنان جستجو براى لقمهاى نان و خرما بوده و از قتل و غارت قبايل ديگر ابايى نداشتند . با چه زبانى ممكن بود تا اين قبايل دست از تجاوز وغارت برداشته ، به سوى مدينه بيايند و اسلام را بپذيرند ؟ به يقين ، بسياريشان زبان دعوت را نمىفهميدند و تنها زبان زور كه آنها را تسليم مىكرد . آنان بايد اهميت مدينه و حكومت جديدالتأسيس آن را درك مىكردند ، بطورى كه نه تنها از ترس آن جرأت تجاوز بدان را نكنند بلكه به اميد رفتن زير چتر حمايت آن از تجاوزات ديگران محفوظ بمانند . آنان تنها و تنها با يك شهادتين ، از حقوق يك مسلمان برخوردار مىشدند و از آن پس ، ديگر مسلمانان چونان يك برادر از آنها و حقوقشان دفاع مىكردند . در نظام جديد ، ساختار زندگى ، ساختار قبيلهاى و نژادى نبود كه كسى نتواند از قبيلهاى به قبيلهء ديگر ملحق شود بلكه تنها « شهادتين » سبب مىشد تا يك فرد اعرابى از هر تيره و طايفهاى بتواند از حقوق يك مسلمان برخوردار شود . براساس اين سياست ؛ يعنى جلوگيرى از تجاوزات و نيز توسعهء اسلام ، مسلمانان هر از چندى به فرمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به نقطهاى از حجاز حمله مىكردند . آنان قبايلى را كه به نحوى سوداى جنگ با مسلمانان را داشته و يا از پيش در تجاوزى همراهى با دشمنان اسلام كرده بودند ، هدف قرار مىدادند . دراينجا به اجمال بر تعدادى از اين غزوات و سرايا در فاصلهء جنگ احزاب تا صلح حديبيه خواهيم داشت . غزوهء قُرْطاء محمد بن مَسْلمه به همراه تنى چند از اصحاب راهى منطقهاى از نجد شد كه قبيلهء قرطاء از طوايف هوازن در آنجا سكونت داشتند . « 1 » وى موفق شد شمارى از مشركان را به قتل رسانده و غنايمى به دست آورد . « 2 » گفتهاند كه ثُمامة بن اثال كه او را سيد اهل يمامه خواندند در اين جنگ به اسارت در آمد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سه روز دربارهء اسلام با وى صحبت كرد و او روز سوم مسلمان شد . وى بعد از آن براى انجام عمره به مكه رفت و آشكارا تلبيه گفت ، لذا مشركان قصد كشتن او را كردند اما به لحاظ نفوذ او در يمامه و ترس از قطع شدن ورود گندم از آن ناحيه وى را رها ساختند . آنان پرسيدند كه : آيا صبائى شده ، گفت : من مسلمان شدهام و بهترين دينها را پذيرفتهام . او در بازگشت به يمامه مانع از ورود گندم به مكه شد تا آن كه ابوسفيان به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پيغام داد كه : پدران را با شمشير كشتى و فرزندانشان را با گرسنگى ؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به ثمامه گفت تا راه ورود كاروان را به مكه
--> ( 1 ) . از اين طايفه در اشعار مربوط به رخداد بئر معونه ياد شده است ؛ نك : السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 189 ( 2 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 534